پخش اعترافات شماری از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات در تلویزیون و برخی از سایت‌های دولتی، پرونده قدیمی “اعتراف‌گیری” را یکبار دیگر گشود. نگاهی به روند این اعتراف‌گیری‌ها در جمهوری اسلامی ایران

بهار سال ۱۳۶۱. موسوم به ’’چهارمین بهار آزادی‘‘. آیت‌الله شریعتمداری همان که چهار سال پیش از آن و در بحبوحه تظاهرات خیابانی، خیلی‌ها عکس او را در کنار عکس آیت‌الله خمینی می‌گذاشتند و وی را نیز یکی از رهبران مذهبی انقلاب ۵۷ می‌دانستند، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعتراف کرد که از نقشه یک کودتا علیه جمهوری اسلامی باخبر بوده است. پس از آن صادق قطب‌زاده، کسی که از امریکا تا فرانسه سفر کرده بود تا  در نوفل‌لوشاتوی پاریس کنار آیت‌الله خمینی باشد و به پاس خدماتش به وزرات امور خارجه و ریاست صدا و سیما منصوب شده بود، نیز زبان به اعتراف گشود. صادق قطب‌زاده ۱۰ روز پس از اعتراف تلویزیونی اعدام شد و آیت‌الله شریعتمداری از مرجعیت تقلید خلع و تا آخر عمر خانه‌نشین شد.

بهار سال ۱۳۶۲. زمانی که درگیری‌های خیابانی رو به پایان داشت و ظاهر شهرها آرام‌تر از دو سال قبل‌تر شده بود. سرکوب گروه‌های مخالف چون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران تقریبا با موفقیت به پایان رسیده بود و تنها گروه منشعب ’’اکثریت‘‘ از سازمان فدائیان و حزب توده باقی مانده بودند. نورالدین کیانوری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، محمود اعتمادزاده معروف به به‌آذین و ناخدا افضلی از سران و متفکران حزب توده، به جاسوسی برای شوروی سابق اعتراف کردند. از میان آنان ناخدا افضلی اعدام شد و بقیه خانه‌نشین.

سال ۱۳۶۴. این بار قرعه به نام خانواده آیت‌الله منتظری افتاد. کسی که تا آن زمان لقب جانشین آیت‌الله خمینی را یدک می‌کشید. سید مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری و مسئول واحد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه پاسداران، به دست داشتن در ماجرای مک فارلین، رابطه با ساواک، خارج کردن اسلحه و مهمات از سپاه و نیز قتل چند روحانی اعتراف کرد. مهدی هاشمی به اعدام محکوم شد و آیت‌الله منتظری چند سال پس از آن از نیابت رهبری خلع شد.

زمستان ۱۳۷۲. سعیدی سیرجانی نویسنده و محقق در برابر چشم میلیون‌ها بیننده به اتهامات اخلاقی و نیز سیاسی و امنیتی اعتراف کرد و کمتر از یک سال بعد در پاییز ۱۳۷۳ به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. بعد از آشکار شدن ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای از سعیدی سیرجانی نیز به عنوان یکی از مقتولان سعید امامی نام برده شد.

آذر ۱۳۷۹. مهندس عزت‌الله سحابی دستگیر و پس از شش ماه انفرادی بر صفحه تلویزیون ظاهر و به اقدام برای براندازی نظام اعتراف کرد. هم‌زمان، علی افشاری، عضو دفتر تحکیم وحدت، نیز بعد از وقایع ۱۸ تیر بازداشت و پس از ۴۵ روز زندان انفرادی و شکنجه‌های روحی و جسمی در مقابل دوربین تلویزیون اعترافاتی را علیه جنبش دانشجویی و ارتباط آن با خارج از کشور بیان کرد. علی افشاری احساس عذاب وجدانی را که پس از اعتراف گریبانگیرش شده، ناشی از گفتن چیزهایی می‌داند که به آنها اعتقاد ندارد: «بدترین چیز برای یک انسان این است که حرفی را بزند که به آن اعتقاد ندارد، یا چیزی را بگوید که آن امر در عالم واقع وجود نداشته. فرض کنید شما در بخشی از حرکتی بودید، یک‌سری خواسته‌هایی را دنبال می‌کردید، حالا شما را به‌خاطر آن خواسته‌ها گرفته‌اند و مجبورتان می‌کنند حرفهایی علیه آن خواسته‌ها بزنید. در اصل علیه خودتان حرف می‌زنید. علیه آرمان‌هایتان حرف می‌زنید. علیه موجودیتان حرف می‌زنید. آن بزرگ‌ترین و شریف‌ترین سرمایه و موجودیت شماست که شرافت‌تان است و آن آزادی‌تان در انتخاب و بیان اعتقادتان است، آن را از شما سلب می‌کنند. انسانی که این را نداشته باشد، طبیعی است که دچار عذاب می‌شود تا موقعی که بتواند خودش را از این مخمصه نجات بدهد و اعلام کند که این حرف‌ها حرف‌های او نیست، بلکه حرف‌هایی‌ست که به زور در دهان او گذاشته‌اند و حرف‌های تیم بازجویی است. همان تیمی که علیه او بسیج شده‌اند».

۱۳۸۱. حسین قاضیان و عباس عبدی در پرونده‌ای که به نظرسنجی معروف شد، متهم به همکاری با دولت‌های متخاصم و تبلیغ علیه نظام شدند. این دو نیز در مقابل دوربین تلویزیون به این اتهامات اعتراف کردند و هرکدام چندین سال حبس کشیدند. در همین سال سیامک پورزند، روزنامه‌نگار ۷۱ ساله، در یک مصاحبه تلویزیونی با نام بردن از بسیاری از نویسندگان و هنرمندان، آنان را متهم به ارتباط با رسانه‌های خارجی کرد.

روزبه میرابراهیمی در پرونده موسوم به وبلاگ‌نویسان به همراه امید معماریان، شهرام رفیع‌زاده و جواد تمیمی، در سال ۱۳۸۳ بازداشت شد. وی در مورد پروژه اعتراف‌گیری خودش چنین می‌گوید: «وقتی در زندان هستید، به نظر من دیگر خدا وجود ندارد. در آنجا خدا بازجو است. شرایطی برای زندانی در آنجا بوجود می‌آورند، با ایزوله کردنش، با رفتارهایی که انجام می‌دهند، که تنها منجی آدم در آنجا می‌شود بازجویی که روزانه می‌آید و از تو سوال و جواب می‌کند و تو مجبوری که انگار به خدا پاسخ بدهی و بازجوی تو  تنها کسی ست که می‌تواند تو را  نجات بدهد. من یک هفته جایم در سلول انفرادی بود، روزانه کتک می‌خوردم. برای مسایل مختلف. تحقیر و توهین و انواع و اقسام مسایل مطرح بود تا این که به جایی رسیدم که شخصیت‌ام شکسته شد و احساس کردم که تنهای تنها هستم و هیچ کس از من دفاع نمی‌کند. تصمیم گرفتم خودم حداقل با تن دادن به یک‌سری اعترافات از آن فضا خارج شوم و بتوانم از خودم دفاع کنم».

ابراهیم نبوی، طنزنویس معروف روزنامه‌های دوران اصلاحات، نیز به همراه مسعود بهنود، یکی دیگر از بازیگران پروژه اعترافات بود. نبوی حبس در سلول انفرادی را مهم‌ترین دلیل برای نشستن جلوی دوربین و گفتن هر آنچه که بدان اعتقاد نداری می‌داند:«در زندان انفرادی به شما واقعیت را یک‌جور دیگر نشان می‌دهند. به شما می‌گویند که مثلا، خانواده‌‌تان تحت فشار است، به شما می‌گویند مثلا همسرتان در سلول بغلی است. به شما می‌گویند مثلا دوستان‌تان را گرفته‌اند. به شما می‌گویند سه نفر را اعدام کرده‌ایم و این چیزها. می‌آیند برای شما داستان‌هایی که دارد بیرون اتفاق می‌افتد را یک‌جور دیگر می‌گویند. مثلا به شما می‌گویند موسوی دستگیر شده، خاتمی دستگیر شده و به‌هرحال همه هم اعتراف کرده‌اند. در حقیقت یک‌جور نمایشی را برای شما بازی می‌کنند. اینها خیلی موثر است و می‌تواند کاملا در روحیه‌ی فرد تاثیر بگذارد. شما را می‌رسانند به جایی که در آنجا شروع می‌کنید به گفتن چیزهایی که فکر می‌کنید، بسیار خب، حالا که مملکت از بین رفته و اینها هم که می‌خواهند من را اعدام می‌کنند، من هم می‌آیم حرف‌هایی می‌زنم که حداقل مثلا پنج سال یا ده سال زندان بروم ».

هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو نیز از دیگر کسانی بودند که مجبور به اعترافات تلویزیونی شدند. این سه پژوهشگر و محقق در سال ۱۳۸۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بازداشت شدند.

چرا اعتراف؟

روزبه میرابراهیمی یکی از قربانیان اعتراف‌گیری می‌گوید، شکستن شخصیت زندانی اولین قدم برای موفقیت در پروژه اعتراف‌گیری است: «کسانی که قربانی چنین پروژه‌هایی می‌شوند در نگاه بازجویان و آن تیمی که دارد این قضیه را اجرا می‌کند، اول باید آن شخصیت و آن زندانی را بشکنند. به لحاظ شخصیتی این آدم را بشکنند که تحت کنترل خودشان باشد تا بتواند در آن سناریویی که آنها می‌خواهند بازی کند. به خاطر همین، معمولا در همان شرایط اولیه‌ی بازداشت، آدم‌ها را در یک حالت ایزوله قرار می‌دهند و انواع و اقسام فشارهای جسمی و روحی بر او می‌آورند تا این آدم از شرایط نرمال خارج شود».

میرابراهیمی محور اصلی فشارهای وارد برای اجرای پروژه اعتراف‌گیری را اینگونه برمی‌‌شمرد: «من یک هفته تلاش می‌کردم مقاومت کنم و زیر بار اتهامات نروم. اینها دو تا محور را در فشارهای اولیه خیلی روی زندانی‌ها وارد می‌کنند، بخصوص زندانی‌های مطبوعاتی و سیاسی، و آن هم این است که در همان اول قضیه بحث‌های غیراخلاقی را مطرح می‌کنند و سعی می‌کنند یک‌سری اعترافات غیرواقعی از بحث‌های اخلاقی، روابط نامشروع و کارهایی که مثلا برفرض بتوانند از آن استفاده کنند و بگویند این آدم‌ها آدم‌های فاسدی هستند بگیرند. دوم، فشار زیادی می‌آورند روی این که این آدم جاسوس است، یعنی با بیگانگان ارتباط دارد و با آنها کار می‌کند. این دو مقوله‌ا‌ی است که به نظر من در تمام بازداشت‌هایی که در مورد فعالان سیاسی و مطبوعاتی در طول این سال‌ها بوده، به عنوان اصلی‌ترین تم بازجویی روی زندانی‌ها به کار گرفته می‌شود که بتواند آن شخص را با این دو اتهام بشکنند و تحت کنترل خودشان قرار دهند».

ابراهیم نبوی فشار روحی را اصلی‌ترین وسیله بازجویان برای گرفتن اعتراف می‌داند: «فشار جسمی اصلا تاثیری در تغییر روحیه ندارد. فشار جسمی بیشتر آدم را به مقاومت تحریک می‌کند و شاید فضای امید و انرژی را بیشتر در آدم بوجود می‌آورد. بعد هم رابطه‌ی بازجو و زندانی را به هم می‌ریزد. در حالی که اساس اعتراف‌گیری بر ناامید کردن زندانی است که ناامید کردن زندانی خیلی سریع و بخصوص در شرایط انفرادی در بازجویی‌ها به دست می‌آید».

هدف اعتراف‌گیر‌ها چیست؟

ابراهیم نبوی و روزبه میرابراهیمی معتقدند، هدف اعترافات تلویزیونی تاثیرگذاری بر قشر خاصی از مردم است که معتقدند هر آنچه تلویزیون می‌گوید درست است، و نیز کسانی که تنها رسانه‌‌شان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. علی افشاری اما دلایل دیگری را برای اعتراف گیری قائل است: «به اعتقاد من آنها این کار را برای این انجام نمی‌دهند که روی افکار عمومی اثر بگذارند یا ذهنیت‌شان را عوض کنند یا آنها باور کنند. اهدافی که آنها دنبال می‌کنند، چند چیز است. یک، نشان‌دادن قدرت خودشان که مخالفین را بترسانند که آنها می‌توانند هرکاری را بکنند و هر اراده و مقاومتی را بشکنند. دوم ایجاد فضای وحشت و ارعاب و ناامیدی است که در جامعه ایجاد می‌شود. به هر حال افرادی آمده‌اند و از فردی حمایت کرده‌اند، از جریانی حمایت کرده‌اند. وقتی می‌بینند فعالان آن جریان، کسانی که در آن حضور داشته‌اند می‌شکنند، این ممکن است در آن بخش تاثیر ناامیدکننده‌ای بگذارد یا به اختلافات و انشقاقات در داخل آن جریان دامن بزند».

«ما به کسی اجازه قهرمان شدن نمی‌دهیم» این پیام دیگری است که  به اعتقاد علی افشاری مجریان اخذ اعترافات به مردم و جریانات سیاسی می‌د‌هند. “به دست آوردن اقتدار فروریخته حاکمیت” نیز دلیل دیگری است که وی برای اجرای پروژه اعتراف‌گیری ذکر می‌کند.

افشاری مهم‌ترین دلیل اجرای این پروژه را اینگونه بیان می‌کند: «چون اتهامات و ادعاهای مطرح‌شده علیه فعالان بی‌اساس است و آنها نمی‌توانند هیچ مستندی و سند تاییدکننده‌ای برای این اتهامات بی‌اساس بیاورند، متهم را مجبور می‌کنند که اعتراف کند تا بتوانند پشتوانه‌ی حقوقی و قانونی برای ادعاهای بی‌اساس خودشان درست کنند و همچنین آن سوخت پروپاگاندای تبلیغاتی خودشان در جامعه را تامین کنند و به همه بقبولانند که این ادعای ما درست بود».

وی به طرح ادعای انقلاب مخملی در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات اشاره کرده و اثبات این ادعای از پیش تعیین شده را یکی از مهم‌ترین دلایل اعتراف‌گیری های اخیر می‌داند.

روزبه میرابراهیمی نیز در این مورد با علی افشاری هم‌عقیده است: «اینها یک‌سری توهماتی است که بخشی از اینها را اول جمهوری اسلامی زمینه‌هایش را در رسانه‌های خودش بوجود آورده، در بولتن‌های خودش برای مقامات بوجود آورده و بعد وقتی افراد را می‌گیرند دنبال این هستند که آنها را بازیگران آن سناریویی کنند که خودشان برای توجیه عملکردشان نیاز دارند».

اینک یک بار دیگر جامعه شاهد فیلم‌های تکراری‌ای است که تنها بازیگران آن عوض شده‌اند. این بار سوژه، اعتراض به نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری است و بازیگران آن، یا جوانان شرکت‌کننده در این اعتراضات‌اند و یا اعضای احزاب سیاسی، افرادی چون امیر حسین مهدوی، روزنامه‌نگاری ۲۷ ساله که جوان‌ترین عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است

۱۸ تیر ۷۸

ژوئیه 7, 2009

http://1378.blogfa.com/post-222.aspx

گویا قرارِ امشب رئیس جمهور کودتا در مورد انتخابات یکسری حرفها بزنه.

کاربران بالاترین مردم رو دعوت کردن که :

امشب بعد از خبر ساعت 21 از شبکه یک احمدی نژاد به صورت زنده تو تلویزیون حرف می زنه. یادتون نره اتوها، سماورهای برقی، بخاری های برقی و به طور کلی هر وسیله برقی پر مصرفی ( گرمازا) به محض شروع شدن حرف های محمود به برق بزنید تا بفهمن ما هم هستیم. یادتون نره !

این کار باعث فشار ناگهانی به شبکه ی برقی تهران میشه و برق بصورت اتوماتیک قطع میشه.

اگر حکومت نتونه برای امشب برنامه ریزی کنه  امشب برق کل تهران قطع میشه

شما هم خویشاوندان ، دوستان و اطرافیان خودتان را دعوت به اینکار کنید تا همه با هم  فیوز رئیس جمهور کودتا را بپرانیم.

روزنامه‌ی اسرائیلی هاآرتص نیز نوشته است: «با توجه به ناآرامی‌های اخیر در ایران، اسرائیل به آمریکا هشدار داده که باید شکست سیاست دیالوگ با تهران را بپذیرد.» به نوشته‌ی هاآرتص، اسرائیل خواستار یک طرح جایگزین در برابر ایران شده است؛ طرحی که دربرگیرنده‌ی «تحریم‌های فلج‌کننده» علیه این کشور باشد.

در ایالات متحده هنوز درباره‌ی اظهارات غیرمنتظره‌ی جو بایدن، اظهارنظری نشده است. هنوز روشن نیست که بایدن مواضع رسمی کاخ سفید را بیان کرده است یا نه. در واشنگتن جو بایدن به عنوان سیاستمداری شناخته می‌شود که اظهارنظرهایش لزوما ‌حساب‌شده و از پیش تنظیم‌شده نیست.

آغاز تمرین‌های هوایی

روزنامه‌ی اسرائیلی “اورشلیم پست” روز دوشنبه ۶ ژوئیه نوشت، پس از اظهارات جو بایدن، نیروی هوایی اسرائیل تمرین‌های عملیاتی خود را آغاز کرده است. به نوشته‌ی این روزنامه، جنگنده‌های اسرائیلی در ماه‌های آینده تمرین‌های گسترده‌ای در خاک اروپا و ایالات متحده‌ی آمریکا خواهند داشت تا خود را برای عملیات احتمالی آتی آماده کنند؛ از جمله تمرین‌هایی در ایالت‌های نوادا و واشنگتن آمریکا برای انجام ماموریت‌هایی با مسافت‌های طولانی.

(یکشنبه ۵ ژوئیه) روزنامه‌ی بریتانیایی ساندی تایمز خبر داد، اسرائیل از عربستان سعودی برای استفاده از حریم هوایی این کشور جهت حمله به تاسیسات ایران قول مساعد گرفته است. روزنامه‌ی اسرائیلی معاریو نیز نوشت، یک زیردریایی اسرائیلی هفته‌ی گذشته با اجازه‌ی دولت مصر از کانال سوئز عبور کرده و در دریای سرخ در یک مانور دریایی- نظامی شرکت کرده است. این زیردریایی از نوع “دلفین” و ساخت آلمان است که توسط خود اسرائیل برای حمل و پرتاب سلاح اتمی تکمیل شده است.

سیاست دفع وقت ایران

باراک اوباما از آغاز مبارزات انتخاباتی خود برای گفت‌وگوی باز و مستقیم با تهران اعلام آمادگی کرده بود. تهران اما تاکنون به این پیشنهاد واشنگتن پاسخ روشنی نداده است.  آیت‌الله علی خامنه‌ای، که حرف اول را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌زند، تاکنون تنها به بیان این عبارت کلی بسنده کرده که، اگر رفتار واشنگتن تغییر کند، رفتار ایران نیز تغییر خواهد کرد. آقای خامنه‌ای گفته است، سیاست اوباما همان سیاست بوش است با این تفاوت که دستکش مخملین بر دست‌های آهنین خود کشیده است.

در بحران و ناآرامی‌هایی هم که پس از انتخابات در ایران بروز کرد، مواضع آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به غرب تندتر شد. او حتی از قول رئیس‌جمهور آمریکا گفت که او منتظر ریختن مردم ایران به خیابان‌ها بوده است؛ سخنی که اوباما هیچ‌گاه بر زبان نیاورده بود.

آقای خامنه‌ای حتی اعتراض‌ها به نتایج انتخابات را که رقبای احمدی‌نژاد و میلیون‌ها رای‌دهنده آن را غیرواقعی و دستکاری‌شده می‌دانند، حاصل تحریکات کشورهای غربی می‌داند.

کم نیستند تحلیلگرانی که معتقدند آقای خامنه‌ای علاقه‌ای به گفت‌وگو با آمریکا و عادی‌سازی مناسبات با آن کشور ندارد. این تحلیلگران می‌گویند، سیاست مورد علاقه‌ای آقای خامنه‌ای در ارتباط با آمریکا سیاست دفع وقت است تا در پناه آن ایران بتواند به توان هسته‌ای مجهز شده و براساس توازن قدرت تازه با جهان خارج به‌ تعامل بپردازد.

(نا گفته نماند که رژیم سرکوبگر و فاشیستی برای خاموش کردن صدای ملت به هر حیله ای متوسل خواهد شد از جمله تبانی با اسرائیل و راه اندازی یک جنگ صوری که در آن ایرانیان طبق عادت دیرینه اختلافات را به کنار می گذارند و همه با هم در یک جبهه علیه دشمن خارجی وارد کارزار میشوند،اما رژیم فاشیستی با استفاده از شرایط جنگی دست به دستگیری گسترده و نابودی فعالان اپسوزسیون زده و ظرف چند هفته تمامی آنانرا از سر راه برداشته و به حیات کثیف خود ادامه میدهد.مانند اعدام های دسته جمعی در مرداد سال 67)


 

نوروز

مهندس میر حسین موسوی شب گذشته با حضور در منزل یک شهید که در جریان اعتراضات آرام مردمی به تخلف و تقلب در روند برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری به شهادت رسید با خانوادۀ وی دیدار کرد و به آنان تسلیت گفت. پدر شهید ضمن تشکر از توجهی که به آن شهید شده است گفت: پسرم خیلی علائق سیاسی نداشت اما در جریان انتخابات به جنابعالی علاقه مند شده بود و مسائل را دنبال می کرد. پس از انتخابات، نتایج اعلام شده را واقعی نمی دانست و به آن اعتراض داشت. خیلی ناراحت بود اما به هیچ وجه اهل درگیری و خشونت نبود. نمی دانم چرا هدف تیراندازی قرار گرفت. موسوی در پاسخ به برادر کوچکتر شهید که خواهان جلوگیری از پایمال شدن خون شهید بود گفت خونی که به ناحق ریخته شده باشد پایمال نمی شود و به ثمر خواهد نشست

بامدادخبر

بامدادخبر- سعيد قاسمی نژاد سخنگوی دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاههای ايران در گفتگو با بامداد خبر اعلام کرد که دولت احمدی نژاد مشروعيت ندارد.وی افزود«آقای احمدی نژاد در دوره قبلی هم با تقلب بر سر کار آمد.اما در اين دوره ميزان تقلب چنان غيرقابل باور و توهين آميز بوده است که موجب خيزش عمومی و همگانی ملت ايران شد.متاسفانه پاسخ آقای احمدی نژاد و خامنه ای به خيزش مدنی و مسالمت آميز مردم ايران خونريزی ، کشتار، ضرب و شتم ، شکنجه و بازداشتهای گسترده و غيرقانونی بوده است.» وی در پاسخ به رسانه های حامی کودتا که مهندس موسوی را مسئول خونهای ريخته شده می دانند گفت «به لحاظ حقوقی و اخلاقی مسئول خونهای ريخته شده آن کسی است که مسئوليت نيروهای نظامی و انتظامی با اوست ، درب دفترش همواره به سوی نيروهای لباس شخصی گشوده است و آنان را از خواص می داند و در راديو و تلويزيون پيش چشم ميليونها نفر دستور برخورد و کشتار را صادر کرده است. مسئول اين کشتار ها همان کسانی هستند که در خيابانها و بر پشت بامها عليه آنان شعار داده می شود و مردم پس از يادآوری اين نکته به آنان که خداوند از همه بزرگتر است خواهان مرگ آنها می شوند.»

وی با اعلام اينکه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال به زودی تحليل تفصيلی خود را از وقايع اخير منتشر خواهند کرد گفت « آنچه رخ داده بدون شک کودتايی بر عليه رای مردم و بر عليه جمهوری اسلامی حتی به همان شکلی که تا به حال وجود داشت بوده است .ولی رخدادنش به اين شکل رسوا بيش از هر چيز ناشی از فوران فرعونيت و کينه ها و عقده های انباشته شده شخصی و شخصيتی است که ديگر تاب مستوری ندارد.اعتقاد ما اين است که بهترين روش مقابله با اين کودتا اين بود که آقايان موسوی و کروبی رسما فراخوان به ادامه راهپيماييها می دادند ولی به هر دليل اين کار را نکردند. در ادامه اين راه به گمان ما می توان با مقاومت مدنی و استراتژی مبارزات غيرخشونت آميز از رای مردم پاسداری کرد.رای مردم نيازی به تنفيذ ندارد و ملت در راهپيمايی ميليونی ميدان آزادی مراسم تحليف مهندس موسوی را برگزار کرده اند.دولت کودتا غيرقانونی و نامشروع است و مهندس موسوی رئيس جمهور قانونی ايران است .»وی در پايان افزود « ما از همه گروهها و سازمانها و افراد دعوت می کنيم که به اين زنجيره عظيم دموکراسی برای ايران که امروز در سراسر جهان گسترده شده است بپيوندند و خود را حلقه ای از اين زنجيره بدانند.چرا که تنها با اتحاد است که می توان به دموکراسی و پيشرفت دست يافت.»

18 تیر

ژوئیه 7, 2009

18 تیر روزی خواهد بود برای همبستگی بین مردم ایران و بزرگداشتی برای آغاز جنبشی که از دانشگاه تهران شروع شد
ما هم دانشجوییم ما هم برای آزادی و مبارزه با عوام فریبی در کنار دانشجویان دیگر و مردم خواهیم بود
برای 18 تیر هیچ خبرگزاری برنامه اعلام نکرده است اما وبلاگ های که این مدت بهترین اخبار و صحیح ترین اخبار اعلام می کردند دسته بندی کردم
و مناسب ترین را قرار داده بودم ، اما در راستای خبر رسانی 2 اطلاعیه که معتبر تر بودن را قرار می دهم .
این دو اطلاعیه به این شرح است
1- جامعه متحد دانشجویی ،آسمان دیلی نیوز به نقل از جنبش سبز ،فیس بوک ،خرداد 88
ساعت های 4، 6، 8 را جهت راهپیمایی در مسیر های زیر اعلام کرده اند :
مسیر مرکزی – میدان فردسی – خیابان حافظ – در نزدیکی سفارت روسیّه – مرکز تجمع: میدان فردوسی – محدوده راهپیمایی: میدان فردوسی – خیابان حافظ – چهار راه ولی عصر

مسیر شماره ۱ – خیابان ستارخان مرکز تجمع: میدان صادقیّه – محدوده راهپیمایی:حد فاصل بزرگراه آیت الله کاشانی – میدان صادقیّه- میدان توحید

مسیر شماره ۲ – خیابان مولوی مرکز تجمع: میدان رازی – محدوده راهپیمایی: حد فاصل هلال احمر – میدان رازی – میدان مولوی

مسیر شماره ۳- خیابان رسالت مرکز تجمع: حد فاصل مسجد الرسول و دردشت – محدوده راهپیمایی: حدفاصل استاد حسن بنا – خیابان هنگام – ایستگاه مترو دردشت

مسیر شماره ۴- خیابان میرداماد مرکز تجمع: پل میرداماد – تقاطع مدرس و میرداماد – محدوده راهپیمایی: حد فاصل خیابان ولی عصر – جردن – میدان مادر
اما اطلاعیه دوم که زود تر از بقیه انتشار یافت وبلاگ سرباز میهن ،یادواره 18تیر ،اسلام راستین ،کودتا ،زاغ سیاه ، ایران سبز ، بالاترین ،جوامع دانشجویی ، جنبش دانشجویان آزادی خواه ایران ،خبرنامه ها ی دیگر
ساعت 4 :
تهران به مقصد دانشگاه تهران :

1- میدان ونک – میدان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
2- میدان قندی – خیابان سهروردی – میدان هفت تیر – خیابان کریم خان – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
3- میدان امام حسین – میدان فردوسی – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
4- میدان امام خمینی (توپخانه) – میدان 31 شهریور – خیابان حافظ – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
5- میدان راه آهن – میدان منیریه – خیابان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
6- خیابان رودکی (سلسبیل) – خیابان آزادی – میدان انقلاب
7- میدان آزادی – خیابان آزادی – میدان انقلاب
8- میدان صادقیه – ستارخان – میدان توحید – بزرگراه نواب – خیابان آزادی – میدان انقلاب
9- تقاطع جلال آل احمد وکارگر – خیابان کارگر – میدان انقلاب

ما اطلاعییه دوم را تایید می کنبم و پیشنهاد می کنیم که در پست های قبلی
توصیه های ایمنی را مطالعه کنید

از میان اخبار …

ژوئیه 6, 2009

رهبر ایران: رسانه های غربی معترضان را اغتشاشگر خوانده اند

در پی نا آرامی های اخیر در ایران، آیت الله علی خامنه ای گفت که رسانه های غربی با معرفی مردم ایران به عنوان اغتشاشگر به ملت ایران اهانت کرده اند.

تشویق سپاه به شناسایی «اغتشاشگران»

سپاه، خواهان معرفی «اغتشاشگران»

یک سایت اینترنتی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای اخیر، عکس افرادی را به عنوان » اغتشاشگر» منتشر کرده و از مردم ایران برای شناسایی این افراد درخواست کمک کرده است.

حزب کارگزاران: نتیجه انتخابات مورد پذیرش نیست

حزب کارگزاران سازندگی از احزاب اصلاح طلب ایران که نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی است، نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را قابل پذیرش ندانسته است

15 تیر »جلسه هاشمی، میرحسین و سید حسن خمینی درباره ابطال انتخابات
15 تیر » اختلال مجدد در شبکه پيامک، ايسنا
15 تیر » هشدار! نامه تعدادی از زندانيان سياسی سابق به مجامع بين المللی
15 تیر » «صداوسيما» از مجمع عمومی اتحاديه تلويزيون‌های اروپا حذف شد، راديو فردا
15 تیر » مسعود باستانی بازداشت شد، سحام نيوز
15 تیر » کناره گيری تلويحی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان، از سمت خود، مهر
15 تیر » رهبر جمهوری اسلامی: رقابت نامزدهای رياست جمهوری رقابتی درون خانوادگی است و ربطی به بيگانگان ندارد، ايلنا

فرمانده نیروی انتظامی ‌درباره‌ آخرین وضعیت بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر اظهار داشت:« تمام افراد دستگیر شده با تشكیل پرونده به مراجع قضایی تحویل داده شده‌اند و كمیته مشتركی نیز در حال بررسی موضوع است.»

سردار احمدی مقدم ادامه داد:«طبق آمار چندین روز گذشته دوسوم افراد بازداشت شده آزاد و مابقی نیز كه از اعضای اصلی این اغتشاشات هستند پس از تشكیل پرونده وضعیتشان در حال بررسی است كه این افراد جرم‌هایی همچون تخریب، قتل‌ و شاكی را در پرونده‌های خود دارند.»

وی درباره‌ پرونده قتل «ندا آقاسلطان» و تحت تعقیب بودن «آرش حجازی» از سوی پلیس بین‌الملل (اینترپل) و وزارت اطلاعات ‌نیز اظهار داشت:«‌ متاسفانه با این كه من با دقت كلمات را انتخاب می‌كنم، یكی از سایت‌ها به نقل از بنده اعلام كرد كه وزارت اطلاعات و پلیس اینترپل‌ در تعقیب فرد مذكور هستند این در حالی بود كه بنده اظهار كردم وزارت اطلاعات و پلیس جنایی در حال پیگیری موضوع است.»

سردار احمدی مقدم ادامه داد:«برخی رسانه‌ها نوشتند كه پلیس اینترپل گفته است چنین پرونده‌ای به ما نرسیده است. خودشان ادعا می‌كنند و خودشان هم تكذیب می‌كنند.»

وی با بیان این كه در این رابطه كمیته‌ای از افسران و كارآگاهان جنایی پلیس ‌آگاهی و وزارت اطلاعات تشكیل شده كه این پرونده را با توجه به پیچیدگی‌های بسیار پیگیری می‌كند، افزود:«آنچه در این پرونده واضح است، این است كه محل قتل این خانم با مناطق درگیری فاصله زیادی داشته و این موضوع هیچ ربطی به درگیری‌های اخیر نداشته است و قتل نیز یك سناریو به نظر می‌آید.»

فرمانده نیروی انتظامی ‌در رابطه با موضوع لباس شخصی‌ها نیز اظهار داشت:«تلاش می‌كنند، بسیج و لباس شخصی را مخلوط كرده و یكی جلوه دهند، در حالی كه اغتشاشگران هم لباس شخصی بودند.»

وی تصریح كرد:«ممكن است كسانی هم مخالف ایده و نظرات آن‌ها به صورت خودجوش به مقابله با این افراد بپردازند، به طوری كه در زمان تبلیغات انتخاباتی نیز دیده می‌شد كه از دو سوی میدان افراد هر دو طرف درگیری‌هایی را با هم داشتند.»

فرمانده ناجا با بیان این كه لباس شخصی به مفهوم این كه حكومت آن‌ها را سازماندهی می‌كند به هیچ وجه وجود ندارد، ‌گفت:«بسیجی‌ها به حكم قانون و به صورت سازمان یافته با یونیفرم در میدان ظاهر شدند. همچنین نیروهای انتظامی ‌نیز با یونیفرم و واحدهای آشكار و مشخص حضور پیدا كردند.»

سردار احمدی مقدم ادامه داد:‌«در دانشگاه زمانی كه دستگیری‌هایی انجام شد، شاید دوسوم اغتشاشگران در كوی از گذشته به تخریب مشغول بودند و یك سوم دیگر هم كسانی بودند كه سرخود از نرده‌های كوی وارد شده و در گیری‌هایی را انجام دادند. پلیس نیز همه آن‌ها را دستگیر كرد و به دلیل شرایط آن زمان و همچنین اصرار رییس دانشگاه تهران و با مسوولیت خود من همه افراد دستگیر شده آزاد شدند، در حالی كه شاید سهم افرادی كه همه آن‌ها دانشجو نبودند و به اسم دانشجو تخریبگری می‌كردند، قابل مقایسه با آن گروهی كه با آن‌ها درگیر شدند، نبود.»

فرمانده نیروی انتظامی ‌گفت:‌«پلیس با حكم وظیفه و قانون در ظرف 15 دقیقه كوی دانشگاه تهران را پاكسازی و افراد را بازداشت كرد.»

وی با اشاره به این كه سوابق افراد دستگیر شده در دست پلیس قرار دارد و تحت بررسی از سوی مراجع قضایی است، تاكید كرد:«این كه گروهی با لباس شخصی اقدام به این تخریب‌ها كرده باشند مانند موضوع تقلب و تخلف در انتخابات پرده‌های دیگری از این سناریوهاست.»

http://parlemannews.com/index.aspx?n=1618

شما بگویید

ژوئیه 6, 2009

جایی برای افکار نظرات و بحث های سیاسی شما

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.